خرید بک لینک

میگم ای دلبر خوشگل ما! شما که دستات بازه .. شما که یدت فوق ایدیهم هست .. شما که دلبری و در کفت، موم است سنگ خارا، شما که اذا قضا امراً کنی، یه کُن بگی، فیکون میشه.. شما که تمام معنای امّیدی .. شما که حلوای قندی، ماه بلندی، امیر بی گزندی .. شما که تکفام نوری .. سراسر مهری .. بیا با مورز این کینه داری! .. که حق صحبت دیرینه داری :)

+ من لی غیرک .. اسئله کشفَ ضُرّی و النظر فی امری؟

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

مریض دنچر کاملم برام گل نرگس آورده .. دو تا دسته گل آورده .. میگه اگه استادت نیومد، دوتاش برای خودته .. میگم نه استاد درفشی اومدن .. حتماً تقدیم خودشون کنین.. خوشحال میشن .. چند دقیقه بعد استاد میان و با ذوق به دسته گلای نرگس نگاه میکنن .. من با ذوق

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

آخرین روز ترم ۳ ( در واقع ۲ ) دانشگاه به بدترین حالت ممکن تموم میشد اگه ن.ن تو پاویون بیمارستان ۴۰ دقیقه وقت اضافه نداشت که بخواد باهام حرف بزنه و روز زن رو بهم تبریک بگه :) میدونم این ترم که هیچی.. این سال کلاً درس نخوندم.. و منی که آبان داشتم ن.ن ر

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

میپرسه که: " ناهید چت شده؟ چرا انقد بهونه میگیری؟" ذهنم درگیر قلبمه .. تمام علائمم رو پرسیده و ترسیده و از دوستای شیرازیش سراغ متخصص قلب خوب رو گرفته و گفته ممکنه چیز جدی باشه... اما واسه چند لحظه حواسم از قلبم پرت میشه .. به این فکر میکنم که چقد جا

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21


من در قلبم
مثل جعبه ای
که از پُری درش بسته نمی شود

تمام جاهایی که بودهام
تمام بندرهایی که به آنها رسیده ام
تمام منظره هایی که از پنجرهها و دریچه ها
یا در پستوها
در رویا.. دیدهام را .. جا داده ام

همه چیز، به اندازهی همه چیز

و این بسیار کمتر است از آرزوهایم!

فرناندو پسوآ

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

تا میام اینجا بنویسم "حال ِ.." .. کیبورد گوشیم برای ادامه ش چندتا عبارت و واژه سجست میکنه: --- بابام --- پدرم خوب نیست --- مامانت چطوره؟ --- سامان چطوره؟ حال ِ سامان رو از سپهر میپرسم .. خودشم علائم کرونا نشون داده و از دیشب ناراحته که چرا هروقت زنگ

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

پنج صفحه از فصل ۱۴ کتاب تیلور رو خوندم و در حالیکه هفت صفحه ی دیگه ش مونده و به لطف خواب زیاد ظهر، خوابم نمیبره .. کتاب و میبندم و میرم سراغ اینستاگرام مزخرفی که به اصرار شیما واسه یه هفته، اکتیوش کردم. به جز قهر چند ساعته ی دکتر محقق با من و تذکر

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

فک میکردم تمام آهنگ های ناصر عبدالهی رو قبل فوتش - فوت دردناکش- شنیده بودم که امین یهو تو کانالش یه آهنگ جدید ازش رو میکنه : گل خاکستری! انگار زنده شده و دوباره داره میخونه تا منو ببره تو سیزده چهارده سالگیم که زهرا با کلی منت اجازه میداد کاست هاشو ت

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

- " با یاد عطر تو زنده ام .. تا باز برگردی به خونه" + خونه ی من همینجاست.. نه شیراز.. نه کالیفرنیا! - خونه ی تو اونجاییه که دلت اونجاست .. مشکل اینه .. وگرنه شیراز و کالیفرنیا و تهران فرقی ندارن که! + فرق دارن. - پس تهرانه. + اوهوم .. تهرانه .. تو یه

برچسب: نویسنده: آرین کمالی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 23:21

صفحه بندی